توحید .:. آثار و مقالات رضا صنعتی

توحید .:. آثار و مقالات رضا صنعتی

در بخشی از مطالب این سایت به بیان تاریخ شهرستان کازرون (به ویژه تاریخ معاصر آن) پرداخته شده است. این از آن روست که هم نویسنده اهل کازرون است و هم اثر در حال نگارش وی به موضوع «انقلاب اسلامی در کازرون» اختصاص دارد.

آخرین نظرات

ولایت غیرفقیه آری، شورای فقها هرگز!

شنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۸:۱۷ ب.ظ

توضیح: متن زیر قسمتی از ویرایش دوم کتاب مشروعیت آسمانی است.

***

مخالفت با تأکید آیت‌الله هاشمی بر عدم ضرورت حذف رهبری شورایی از قانون اساسی در حالی صورت می‌گیرد که برخی از مخالفان رهبری شورایی خود از فرض‌های دیگری سخن گفته‌اند که به مراتب از وضعیت ایده‌آل حاکمیت ولی‌فقیهِ واحد، تنزل یافته‌تر است.

به عنوان نمونه آیت‌الله مصباح یزدی در تبیین نظریه‌ی سیاسی خود در یکی از سخنرانی‌های پیش از خطبه‌های نمازجمعه‌ی تهران می‌گوید:

«از دیدگاه اسلام ساختار حکومت اسلامی مراتب گوناگونی دارد، مرتبه‌ی ایده‌آل آن وقتی تحقق می‌یابد که پیامبر یا امام معصوم در رأس حکومت قرار گیرد. مرتبه‌ی نازل‌تر از آن، این است که حکومت به فقیه جامع‌الشرایطی سپرده شود که از نظر علم، تقوا و مدیریت جامعه شباهت بیشتری به امام معصوم داشته باشد. نازل‌تر از این مرتبه نیز تصور دارد ـ چنان‌که فقها آن را در کتاب‌های خود به عنوان یک فرض فقهی مطرح کرده‌اند ـ و آن این است که اگر فقیه جامع‌الشرایط یافت نشد و یا اگر فقیهی که مردم به او دسترسی دارند فاقد قدرت مدیریت جامعه است، ولایت و حکومت به عدول مؤمنین سپرده می‌شود؛ چون نمی‌توان جامعه را به حال خود رها کرد و حکومتی برای آن تشکیل نداد. پس اگر امام معصوم حضور داشت، حکومت و ولایت او نهایت مطلوب است؛ و اگر معصوم حضور نداشت، بایسته است که فقیهی که اشبه به امام معصوم است حکومت را به دست گیرد. در صورت نبود چنین فقیهی، مؤمن عادلی حکومت را به دست می‌گیرد که عدالت و تقوای او در حدی است که مردم به او اعتماد می‌کنند و به اجرای احکام از سوی او رضایت می‌دهند، گرچه علم و دانش او در حد یک فقیه نیست. البته ما امیدواریم که همواره در جامعه‌ی ما علما و بزرگانی که صلاحیت رهبری و مدیریت جامعه را دارند، وجود داشته باشد تا بار سنگین رهبری جامعه را به دوش بگیرند؛ چنانچه خداوند متعال بر ما منت نهاد و نعمت وجود امام عزیز را به ما ارزانی داشت تا به نحو شایسته جامعه‌ی ما را رهبری کند و پس از او کسی را برای ما ذخیره کرد که شاگرد و خلف صالح آن امام می‌باشد و در تقوی، زهد، بینش سیاسی، رعایت مصالح مسلمین، مدیریت و رهبری جامعه‌ی اسلامی و صفات برجسته‌ی دیگر به آن عزیز شبیه‌تر و نزدیک‌تر است.»

پرسش اساسی ما آن است که چگونه از نگاه آقایان تنزّل از ولایت «فقیه» به «مؤمنِ غیرفقیه» در شرایط خاص جایز است ولی در همان شرایط تنزّل به «شورای فقها» جایز نیست؟!  نکته‌ی دیگر آنکه چگونه دفاع از فرض «رهبری شورایی فقها» که در اولین قانون اساسی جمهوری اسلامی به امضای امام خمینی و شمار زیادی از فقهای عضو مجلس خبرگان قانون اساسی رسید، طرحی شیطانی و تضعیف جایگاه ولایت فقیه تلقی می‌شود  اما طرح «ولایت مؤمن غیرفقیه» از تریبون نماز جمعه‌ی تهران که مستلزم تغییرات گسترده در ساختارهای فقاهت محور نظام و تعریف نظمی نوین از جمله در ساماندهی تعاملات رهبر غیرفقیه با شخصیت‌ها و نهادهای فقهی‌ برای حفظ ماهیت اسلامی حکومت خواهد بود، تضعیف جایگاه «ولایت فقیه» نیست؟

***

گفتنی است کتاب مشروعیت آسمانی به بررسی مشروعیت ولایت فقیه در اندیشه آیت الله هاشمی رفسنجانی و مطابقت آن با روایت مخالفان ایشان پرداخته است که در 168 صفحه از سوی انتشارات سلمان فارسی با قیمت 7500 تومان منتشر گردیده که هم اکنون در نمایشگاه کتاب تهران در غرفه این ناشر در راهروی 3 غرفه 30 قابل خریداری است.

لینک خرید اینترنتی hashemirafsanjani.ir/shop

تلفن خرید تلفنی (با پست رایگان)  02122821139

پخش ققنوس                           02166408640

پخش فرهنگ                           02166482150

نظرات  (۶)

با تقدیم سلام
جناب صنعتی!
اگر استدلال های تمام کتابتان را اینگونه نوشته اید که واویلا

نظر علمای بسیاری که در نبود فقیه یا در نبود فقیه توانا، ولایت را به غیر فقیه عادل توانا داده اند کجا و اینکه عده ای بگویند با وجود یک فقیه توانا باید ولایت و رهبری شورایی باشد کجا؟
واقعا متاسفم که نظری را که آیت الله مصباح مطرح کرده اند و البته که نظر علمای بسیاری هم همین است را اینگونه ناجوانمردانه زیر سوال می برید.همه حرف ایشان در صورت نبود فقیه یا فقیه دارای شرایط می باشد.
متاسفم
پاسخ:
دوست عزیز!
سلام
تمام اختلاف ها در فرض نبود فقیه واحدی است که توانایی اداره کشور به معنای واقعی کلمه را داشته باشد.
فرض رهبری شورایی فقها (نظر آیت الله هاشمی) و رهبری غیرفقیه (نظر آیت الله مصباح) هر دو مربوط به همین فرض است.
موفق باشید.

سلام

اولا حضرت آیه الله مصیاح در این جا در مقام بیان رد یا اثبات شورای فقها نیستند که شما این مسئله را به مخالفت با شورای فقها مرتبط کرده اید.

دوما حضرت آیه الله مصباح اداره حکومت اسلامی را به ترتیب به سه مرحله (که یکی پس از دیگری و در صورت عدم امکان وجودی هر مرحله میباشد )مشخص کرده اند و اختلافی که در بحث " ولایت فقیه یا شورای فقها" وجود دارد در سطح مرحله دوم است که فقیه یا فقهای دارای شرایط وجود دارد اما  فرض سوم زمانی است که فقیه یا فقهای دارای شرایط وجود نداشته باشند در این صورت نوبت به مومن غیر فقیه میرسد و در این صورت، صحبت از شورای فقها جایگاهی ندارد چرا که به فقیه دارای شرایط دسترسی نداریم چه خاصه که بگوییم فقها!!!. پس نفرمایید که چگونه از نگاه آقایان تنزّل از ولایت «فقیه» به «مؤمنِ غیرفقیه» در شرایط خاص جایز است ولی در همان شرایط تنزّل به «شورای فقها» جایز نیست؟(مغالطه و یا اشتباه شما در عدم تشخیص متفاوت بودن "همان شرایط خاص"  است.)

پاسخ:
دوست عزیز!
سلام
1. آیت الله مصباح در مواضع مختلفی شورای فقها را به کلی رد کرده آن را طرحی شیطانی نامیده اند. ایشان اساسا در هیچ حالتی رهبری شورایی را نپذیرفته اند. (یه کتاب مراجعه کنید)
2. شورای رهبری در فرض دوم مطرح نمی شود بلکه در فرض عدم تحقق گزینه دوم است.
3. ممکن است در شرایطی فقیه واحد مقتدری برای اداره جامعه وجود نداشته باشد اما جمعی از فقها باشند که هر کدام در یک ویژگی خاص برجسته اند. قرار گرفتن آنها در کنار یکدیگر می تواند یک شورای فقهی قوی برای رهبری جامعه ایجاد  کند. آیت الله مصباح چنین شورایی را قبول ندارند و در چنین شرایطی معتقد به ولایت غیرفقیه می شوند اما آیت الله هاشمی چنین شورایی را بر ولایت غیرفقیه یا ولایت فقیه ناتوان ترجیح می دهند.

مساله این است عزیز من!


سلام رضا جان،

بسیار متین و زیبا نوشته ای، به نظر این حقیر در صورت عدم وجود فقیه جامع الشرایط، وجود شورای رهبری میتواند بنابر دلایل ذیل به پیشرفت جامعه در زمینه های مختلف کمک بسیار شایانی نماید.

1- دخالت بیشتر مجلس خبرگان در امر نظارت بر جایگاه شورای رهبری

2- توجه به دغدغه های قشر وسیعتری از مردم با توجه به وجود تفاوت سلیقه ها در شورا و تبحر هر کدام از این افراد در موضوعی خاص

3- فراگیرتر شدن اعتقاد مردم به نظام با توجه به احساس نزدیکی بیشتر هر کدام از اقشار مختلف مردم با سلیقه های متفاوت، به یکی از اعضای این شورا

4- بسته شدن دکان ولایت معاشی که اصولا برخی از افراد بی تخصص و بی تعهد و بدون فکر از آن ارتزاق می نمایند و بعضاً برای حذف رقبای قدرتمند خود ار آن بهره مند می شوند که این امر منجر به افزایش تلاش و فعالیت آنها در جهت بالا بردن تخصص و تعهدشان میگردد.

5- استفاده از خرد جمعی.

6- عدم ارجاع تمام شکست ها و یا پیروزی ها به یک فرد خاص در ذهن مردم

7- من آخوند نیستم رضا جان، لذا اینها رو بعنوان یه فرد از جامعه گفتم تا حداقل با دیدگاه افراد معمولی جامعه هم آشنا بشید.


آیت الله مصباح یزدی به عنوان نظریه پرداز و با توجه به شرایط فرضی و احتمالی در جامعه از مطلوب و ایده آل تا جامعه متوسط و ضعیف دیدگاهها را بیان فرمودند و متاسفانه آقای هاشمی به عنوان یک سیاستمدار همه چیز را از این زاویه نگاه میکند. 
لطفا استدلالهای دوستان را بخوانید و قضاوت کنید و به این سوال پاسخ فرمایید.
1- اگر شورایی خوب است چرا پیامبرانی که هم عصر بودند و یا امامانی که هم عصر  بودند چنین الگویی را پیاده نکردند تا امت بعد از ایشان اجرا کنند.
2- بفرمایید کدام کشور در جهان سراغ دارید که به صورت شورایی اداره میشود و اگر هست به چه شکل است.
3- همین الان دو تا مجتهد با هم کنار نمی آیند حتی مراجعی که وضعیت جهان اسلام خصوصا شیعه را به عینه می بینند حاضر نمی شوند با هم کنار بیایند آن وقت در شورای رهبری چند نفر چطوری با هم کنار خواهند آمد.
4- آقای هاشمی همین الان در مجمع تشخیص به هر طریق که شده نظراتش را تحمیل میکند آیا در شورای رهبری شخصی مثل ایشان نمی تواند با قدرت و ثروت اعمال نفوذ کند
5- نظر آیت الله مصباح منطقی است اما عده ای سعی دارند با شارلاتانی و سفسطه نظرات غلط خود را غالب کنند.
6- اگر راست می گویید موضوع را به یک موضوع علمی تبدیل و هر دو آقایان را در حوزه و یا صدا وسیما بخواهید پیرامون آن مناظره کنند.
7- اگر در جامعه ای ولایت فقیه نبود و فقهای جامع الشرایط نیز نبودند و یا در دسترس نبودند بفرمایید تکلیف مسلمین چیست؟
8- چرا سفسطه میکنید و در جامعه شبهه و تفرقه ایجاد میکنید فردای روز قیامت جواب امام و شهدا را چگونه خواهید داد. 
9- واقعا استدلال شورای رهبری خیلی ضعیف است شما با این روش نمی توانید یک خانواده را اداره کنید چگونه میخواهید یک کشور را با روش اداره کنید.
پاسخ:

دوست عزیز

سلام

1.ظاهراً شما متوجه تفاوت ولایت خاصه و عامه نبوده‌اید. ولایت پیامبران و ائمه خاصه است اما لایت فقها عامه است. لذا مقایسه شما اساساً صحیح نیست.

2.شما بفرمایید کدام کشور در جهان سراغ دارید که به صورت ولایی اداره می‌شود؟  مگر عملکرد سایر کشورها برای ما حجت است؟!

3.عبارات سخیفی که درباره مراجع به کار برده‌اید علاوه بر این‌که در شأن و جایگاه شما نیست. نافی تدبیر و عدالت مجتهدین و مراجع نیز هست. فراموش نکنید که ولایت فقیه یعنی ولایت همین افرادی که شما از آنها چنین جسورانه یاد کرده‌اید.

4.عبارات شما در بند چهارم، در ابتدا اهانت به اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام است. فراموش نکنید که این شخصیت‌ها از سوی ولی‌فقیه انتخاب شده‌اند. در ادامه‌ی این بند نیز مجدداً به فقهایی اهانت کرده‌اید که در مظان رهبری جامعه هستند و آنها را قابل خریدن پنداشته‌اید! با این تعابیری که شما درباره‌ی فقها، مراجع و مجتهدین به کار می‌برید که شخصی برای استمرار ولایت فقیه باقی نمی‌ماند!

5.الحمدلله یک نفر در بین مجتهدین پیدا شد که از ضرب شمشیر شما مصون بماند.

6.اگر شما چون من طلبه‌اید پس فرقی با هم نداریم. خودتان از حوزه یا صدا و سیما بخواهید چنین جلسه‌ای را تشکیل دهد (سلایق شما لااقل به سلایق حزب حاکم بر صدا و سیما نزدیک‌تر است) و اگر طلبه نیستید بهتر است در کار اهل علم دخالت نکنید چرا که یکی از علل سیاسی شدن چنین موضوعاتی دخالت افرادی است که بهره‌ای از دانش حوزوی ندارند.

7.اولاً بین ولایت فقیه و ولی‌فقیه فرق است. ثانیاً چنین فرضی بسیار بعید است چرا که خداوند در هر زمان زمین را از وجود فقیه (برای حل مشکلات دینی و اجتماعی مردم) خالی نمی‌گذارد. ثالثا: در فرض عدم وجود فقیه سخن آیت الله مصباح مقبول است اما قبل از آن، فرض دیگری وجود دارد که نوبت را به فرض مطرح شده از سوی آیت الله مصباح نمی‌‌دهد و آن این است که فقیه واحدی که توانایی اداره‌ی حکومت را داشته باشد نشناسیم اما تعدادی از فقها وجود داشته باشند که ترکیب توانمندی‌های آنها ضریب اطمینان بالاتری داشته باشد.

8.پاسخی که به خداوند خواهیم داد اگر مقبول افتد مورد پذیرش امام و شهدا نیز قرار خواهد گرفت. البته بعید می‌دانم کسی شما را به  مقام مدعی العمومی منصوب کرده باشد!

9.عزیزم من! تا رهبری واحد جامع الشرایط وجود داشته باشد کسی از رهبری شورایی دفاع نمی‌کند. فرض رهبری شورایی فقط مربوط به موارد اضطراری و دوران گذار است. فراموش نکنید مقام معظم رهبری یکی از مدافعان جدی رهبری شورایی در مجلس خبرگان رهبری بوده‌اند. 

آیت الله مصباح یزدی معتقد است اگر فقیه واحد جامع الشرایط برای اداره جامعه وجود نداشت باید یک غیرفقیه را رهبر کرد! اما آیت الله هاشمی معتقد است که در این شرایط موقتاً جمعی از فقها ولایت را به صورت شورایی اعمال کنند تا زمانی که رهبری واحد جامع الشرایطی پیدا شود. مسلماً رهبری شورایی فقها ضعف‌هایی دارد اما هرچه باشد بهتر از رهبری یک غیرفقیه است.    
نکته ی اول اینکه شما وقتی نظر دو مجتهد را بیان می کنید و با هم مقایسه می نمایید قطعا در اشتباه هستید. آیا تا به حال دیده اید یا شنیده اید که کسی بگوید نظر فلان مرجع تقلید بهتر است با بهمان مرجع تقلید. مثلا کدام مقلدی می تواند بگوید نظر آیت الله مکارم که یکبار آب ریختن در وضو را می گویند بهتر یا بدتر از نظر آیت الله وحید است که دو بار آب ریختن در وضو را می گویند. قطعا اگر هم چنین گفته شود نشان از عدم شناخت آن شخص نسبت به فرآیند اجتهاد و احکام شرعی است.
بله؛ شما زمانی نظر دو مجتهد را با هم مقایسه می کنید تا نظر صحیح را "اجتهاد" کنید. این کار هم نیاز به توانایی شما در اجتهاد دارد و هم اینکه باید در زمان نقد نظرات از طریق اجتهادی پیش بروید نه اینکه عوامانه و بدون تخصص، یکی از نظرات را به عنوان نظر صحیح بیان کنید.
اما قبل از اینکه نکته ی بعدی را بیان کنم از شما سوال داشتم. آیا این مطلب شما یک کار علمی است یا سیاسی؟
من نظر خودم را بیان می کنم ولی اگر اشتباه است شما تصحیح بفرمایید.
برادر بزرگوار، آیا چاپ کتاب مشروعیت آسمانی در سال 88 و در زمان فتنه ی آن سال و چاپ دوم آن در امسال که سال انتخابات مجلس خبرگان رهبری است، کاملا اتفاقی ست؟
به من حق بدهید که اگر این را قضیه ی اتفاقیه بدانم، مهر تاییدی بر ساده لوحی خود زده ام و واضح به شعور خودم توهین کرده ام.
به نظر من این کتاب و تاکید بر این بخش آن سناریویی است کاملا دقیق برای هدف قرار دادن یک مساله ی مهم نظام جمهوری اسلامی.
من از این قبیل چیزها زیاد دیده و شنیده ام که نمونه ای از آنان را بیان می کنم.
آیت الله هاشمی رفسنجانی زمانی که به قم آمدند و به سخنرانی پرداختند یک روحانی شروع به داد و بی داد کرد و خواست جلسه را به هم بریزد که با حضور به موقع ماموران دستگیر شد و به زندان افتاد. این قضیه جسارتی به آیت الله هاشمی بود و ایشان می توانستند با بزرگواری درس بزرگی به این روحانی بدهند و با دستور به آزادی او، شخصیت والای خود را نشان دهند ولی این کار را نکردند ولی همین آیت الله هاشمی در سال 88 و در خطبه های نماز جمعه تقاضای آزادی کسانی را کردند که اکثریت قریب به اتفاق با عوامل خارجی و برانداز همنوا بودند و قصدشان را وقیحانه در خیابانها بیان می کردند. این به ذهن من این را می آورد که ایشان خودشان را از جمهوری اسلامی هم با ارزش تر می دانند.
ایشان در واکنش به قضیه ی عاشورای سال 88 بنا به اسنادی که شما در کتابتان جمع کرده اید حتی حاضر به موضع گیری صریح با اهل فتنه نشدند و توهین کنندگان به امام حسین علیه السلام را محکوم نکردند و این مساله به من نشان می دهد که ایشان خودشان را از امام حسین علیه السلام با اهمیت تر میدانند.
وقتی خانم فائزه هاشمی در تجمعات و اغتشاشات سال 88 شرکت کردند، واکنش آیت الله هاشمی نسبت به اقدامات دخترشان چه بود؟ ایشان در خانه با فائزه برخورد کلامی کردند. اگر هم چنین باشد، آیا اقدامات دخترشان در خانه بوده که در خانه برخورد کردند یا در جامعه و در جلوی چشم مردم و رسانه ها و حتی مصاحبه با رسانه های بی گانه؟ آیا برخورد در خانه واکنش مناسب به آن اقدامات وقیحانه است؟
بماند که ایشان در قضیه ی آقای مهدی هاشمی چگونه رفتار کردند و با وجود اثبات جرائم بزرگ ایشان در دادگاه ها و محکومیت 25 سال زندان ایشان، آیت الله هاشمی به گونه ای رفتار کردند که انگار پسرشان قهرمان ملی هستند و این محکومیت در رژیم طاغوتی و برای مبارزه با استبداد بر ایشان تحمیل شده است.
و بماند صحبت های اعجاب آور ایشان درباره ی مساله ی هسته ای و سفر ایشان در سال 61 به کشور پاکستان و دفاع از آن موضع گیری که باعث خوشحالی رسانه های صهیونیستی شد و با سوء استفاده از سخنان ایشان مساله ی PMD آژانس درباره ی ایران بدین گونه رقم خورد که اتهامات قبل از سال 2009 همچنان پا برجا ماند و ایران حق شکایت و گرفتن غرامت را از دست داد.
و بماند خیلی چیزهای دیگری که از ایشان دیده و شنیده ایم و مجال برای بازگویی آنان و بیرون ریختن خون دلهایمان کم است.
برادر بزرگوار، من به عنوان شخصی که در انتخابات 84 در هر دو مرحله ی انتخابات به آیت الله هاشمی رای دادم این مطلب را بیان می کنم که این نظر آیت الله هاشمی دقیقا فرآیندی برای کنار گذاشتن امام خامنه ایست. فرآیندی که در ابتدا باید قانون شورای رهبری تصویب شود و پس از آن به هر بهانه ی واهی می توان شخص امام خامنه ای را از رهبری کنار گذاشت و شورای رهبری را جایگزین ایشان نمود.
لذا از این صورت است که عرض می کنم بر فرض اینکه از بین این دو نظر هم نظر آیت الله هاشمی صحیح و به حق باشد؛ مانند قول خوارج که می گفتند " لا حکم الا لله " است و پاسخ ما همان پاسخ امیر المومنین است که فرمودند "کلام حق یراد بها الباطل".
با تشکر از شما که وقت گذاشتید و نظر من را مطالعه فرمودید.
منتظر پاسختان هستم
یا علی
پاسخ:
نکاتی را در پاسخ به نوشته‌تان عرض می‌کنم.

1. قبلاً نیز در پاسخ به دوست دیگری نوشته بودم که بحث ولایت فقیه و مبنای مشروعیت آن هم در علم کلام ریشه دارد و هم در علم فقه. فهم کلامی این موضوع نیاز به فهم فقهی ندارد.

2. این‌که شما میان یک نفر که حدود 20 سال سابقه طلبگی دارد و سال‌ها در درس خارج شرکت کرده با یک مقلد معمولی تفاوتی قائل نیستید برایم عجیب است!

3. مگر استنباط مراجع از دین مثل فال حافظ است که هر برداشتی از آن برای هر کس غیرقابل خدشه باشد؟! چه کسی گفته یک طلبه درس خارج حق ندارد نظر علما و مراجع را ارزیابی و ارزش‌گذاری کند و یکی را بر دیگری ترجیح دهد؟

4. آنچه بنده نوشته‌ام مستند به مطالعات و تأملات فراوان من در موضوع ولایت فقیه و حکومت اسلامی است. امیدوارم کتاب «مشروعیت آسمانی» را به صورت کامل خوانده باشید و آنگاه درباره‌اش نظر داده باشید.

5. متاسفم که جنابعالی در بخش‌هایی از نظر خود به‌جای نقد اندیشه به نقد انگیزه‌ی بنده پرداخته‌اید! آیا بهتر نیست داوری درباره‌ی انگیزه‌های دیگران را به خداوند متعال واگذاریم و اگر نقدی داریم آنرا صرفاً متوجه اندیشه‌ی آنها کنیم؟!

6. متاسفانه بخشی از آنچه نوشته‌اید حاکی از اطلاعات غلطی است که به شما منتقل شده است. در ادامه به چند نمونه اشاره می‌کنم:

6.1. در مقدمه کتاب «مشروعیت آسمانی» (خصوصاً چاپ اول آن) علت انتشار کتاب در سال 88 را توضیح داده‌ام (کاش قبل از اتهام‌زنی مطالعه می‌کردید) تجدید چاپ کتاب نیز حدود 8 ماه پیش (در اردیبهشت ماه) و در آستانه نمایشگاه بین‌المللی کتاب صورت گرفت. نکند توقع دارید وقتی نسخه‌های کتابی تمام شده است و نسبت به تجدید چاپ آن هم تقاضا وجود دارد و علاوه بر این‌ موضوع کتاب نیز همچنان از مباحث چالش‌برانگیز جامعه است به‌ احترام مخالفان و برای میدان دادن به یکه‌تازی آن‌ها از تجدید چاپ کتاب خودداری شود؟! واقعا معنای حرف شما را نمی‌فهمم! از یک طرف می‌گویند اگر فلان ادعای ما غلط است چرا جواب نمی‌دهند و از طرفی دیگر وقتی یکی جواب می‌دهد می‌گویند انگیزه‌ات از جواب دادن چه بود؟!

6.2. تعجب می‌کنم که خبر ندارید در جریان دستگیری تعدادی از طلاب در مراسم 15 خرداد 1385 آیت‌الله هاشمی طی یک نامه رسمی که اتفاقاً در رسانه‌ها نیز منتشر شد اعلام کرد که هیچ شکایتی از افراد دستگیر شده ندارد. اصولا آقای هاشمی علی‌رغم توهین‌ها و اهانت‌های مکرر افراد مختلف تا کنون هیچ شکایتی از هیچ کدام از آنها نداشته است. (در مقدمه کتاب مشروعیت آسمانی نیز به این موضوع اشاره شده کاش آن را ‌خوانده بودید. اکنون آدرس‌های زیر را ببینید)

http://etedaal.ir/fa/news/29219

http://www.asriran.com/fa/news/275

 6.3. علی‌رغم ادعای شما در کتاب «هاشمی در سال 88» درباره حادثه عاشورای 88 ذیل عنوان «محکومیت هتک حرمت عاشورا، تجلیل از راهپیمایی 9 دی» به  گزارش مواضع آیت‌الله هاشمی رفسنجانی درباره‌ی واقعه‌ی مذکور پرداخته شده است. از جمله آقای هاشمی در این رابطه گفته است: «امیدوارم هتاکان از این حضور معنادار مردم [در راهپیمایی 9 دی] درس عبرت بگیرند.» (کاش این کتاب را هم دقیقتر بخوانید!)

6.4. درباره‌ی فرزندان آقای هاشمی من قضاوتی ندارم. چرا که آقایان اجازه ندادند در کنار انتشار اتهامات فراوان (حتی قبل از محاکمه) از صدا و سیما و... دفاعیه‌ای شنیده یا منتشر شود. فرزند هاشمی بر برگزاری علنی دادگاهش اصرار داشت. چه اشکالی داشت بر اساس قانون اساسی (لزوم محاکمه علنی جرایم سیاسی) مانند برخی دیگر از متهمان 88 دادگاه او نیز علنی برگزار شود؟!

اندکی کلاهتان را قاضی کنید. شخصی در حد رییس جمهور مملکت در پربیننده‌ترین برنامه‌ی زنده تلویزیونی یک خاندان را به عنوان دزد معرفی کرد. تمام فرزندان هاشمی اواخر شهریور 88 با نگارش نامه‌ای به رییس قوه قضاییه از وی خواستند که مرجعی صلاحیت‌دار، مستقل و با اختیارات کامل و دور از بازی‌های سیاسی تمام اتهامات مربوط به خانواده هاشمی را رسیدگی کند و علاوه بر آن به شکایات آنها [از افرادی چون رییس جمهور وقت] نیز رسیدگی شود. بی‌گمان نگارش چنین نامه ای بدون اطلاع آقای هاشمی نبوده است.

آیا صدا و سیما دفاعیه این خانواده را در کنار اتهام‌پراکنی‌های مختلف منتشر کرد؟ آیا شما فهمیدید بالاخره در میان این همه اتهامی که در صدا و سیما و... به مهدی هاشمی زده شد دقیقا کدام عمل او به عنوان جرم اثبات شد؟ (منظورم عنوان کلی نیست)

توقع شما از هاشمی چیست؟ او خود بر بازگشت فرزندش از خارج و تسریع در محاکمه‌ی عادلانه‌ی او اصرار داشت. و علی‌رغم اعتراض به حکم صادره، فرزندش را برای رفتن به زندان بدرقه کرد. شاید عده‌ای از بزرگان توقع داشتند فرزند هاشمی نیز اعدام شود بلکه دل داغ‌دیده‌ی آنها نیز آرام گیرد!

6.5. متن مصاحبه کامل هاشمی درباره بمب اتم را نتوانستم بیابم تا درباره‌اش قضاوت کنم.

7. بحث شورای رهبری یک بحث نظری است و جامه‌ی عمل پوشیدن آن در شرایط فعلی جز با بازنگری قانون اساسی که نیازمند دستور رهبری است ممکن نخواهد بود. پس برادر عزیزم! لطفا خون خود را کثیف نکن! اندکی به آینده نگاه کن. افق‌های دور را ببین. مگر نسل اول انقلاب چند سال دیگر باقی خواهد ماند؟! هاشمی‌ها دیر یا زود خواهند رفت اما نظام جمهوری اسلامی قرار است پاینده باشد. برای استمرار این نظام باید شرایط مختلفی که ممکن است در آینده رخ دهد را از هم‌اکنون (در زمان حضور نسل اول انقلاب) دید و برای آن شرایط راهکار داد.

موفق باشید

۲۷ دی ۹۴ ، ۱۴:۰۹ میچکا بانو
سلام :))
موافق به همراهی کردن هم هستین؟! :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">