توحید .:. آثار و مقالات رضا صنعتی

توحید .:. آثار و مقالات رضا صنعتی

در بخشی از مطالب این سایت به بیان تاریخ شهرستان کازرون (به ویژه تاریخ معاصر آن) پرداخته شده است. این از آن روست که هم نویسنده اهل کازرون است و هم اثر در حال نگارش وی به موضوع «انقلاب اسلامی در کازرون» اختصاص دارد.

آخرین نظرات

ابطال آرای مردم از راه کشف عدم صلاحیت نامزد!

دوشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۰۱ ب.ظ

شورای محترم نگهبان بر پایه دستیابی به اسنادی درباره یکی از منتخبان مردم اصفهان در دهمین دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی علی رغم برخورداری نامبرده از رأی قاطع مردم، صلاحیت او را رد کرده، مانع از راه یابی وی به مجلس شورای اسلامی شد. این در حالی است که هم سلامت انتخابات اصفهان و هم سلامت رفتار انتخاباتی نامزد مورد نظر، از سوی نهادهای اجرایی و نظارتی (از جمله شورای نگهبان) تأیید شده است.

 

درباره ماهیت سیاسی و حقوقی این اقدام شورای نگهبان تاکنون مباحث متعددی مطرح شده است؛ اما آنچه مسلم است آن که جایگاه حقوقی شورای نگهبان در نظام جمهوری اسلامی باعث شده تا اقدامات و نظرات این شورا نه تنها از وجاهت قانونی برخوردار باشد بلکه به عنوان یک رویه پذیرفته شده، در مباحث سیاسی و حقوقی نیز مورد استناد قرار گیرد.

 

اما آنچه در این ماجرا اهمیت دارد امکان بلکه وقوع ابطال آرای مردم از راه کشف عدم صلاحیت یک نامزد است. ما نیز فرض را بر صحت اقدام شورای نگهبان می گذاریم و بر این مبنا، پرسش هایی را خطاب به اعضای محترم این شورا مطرح می کنیم:

1. چگونه رفتارهایی می تواند مستند رد صلاحیت یک نامزد پس از انتخاب از سوی مردم قرار گیرد؟

 

2. اگر شورای نگهبان بتواند نامزدی را پس از انتخاب از سوی مردم رد صلاحیت کند، تصویب یا عدم تصویب اعتبارنامه منتخبان مردم از سوی مجموعه نمایندگان مجلس چه جایگاهی خواهد داشت؟

 

3. شورای نگهبان تا چه مرحله ای می تواند صلاحیت منتخب ملت را رد کند؟ آیا تنها تا قبل از ورود وی به صحن مجلس یا بعد از ورود به مجلس نیز چنین حقی را برای خود محفوظ می داند؟ ملاک این زمان بندی احتمالی چیست؟

 

4. آیا تنها کشف ارتکاب رفتارهایی که مصداق تضییع حق الله است می تواند باعث رد صلاحیت منتخب ملت شود یا اطلاع از تضییع حق الناس نیز می تواند مانع از ورود او به جایگاهی که برای آن انتخاب شده گردد؟

 

5. اساساً از نظر شورای نگهبان اهمیت تضییع حق الناس، حقوق جامعه، مردم و حکومت مهمتر است یا تضییع حق الله؟

 

6. اگر نامزد یا نامزدهایی در جریان تبلیغات انتخاباتی خود با «زیر پا گذاش اخلاق، انصاف و قانون» به انجام اموری چون «طرح اتهامات ثابت نشده نسبت به افراد»، «بیان صریح ترین اهانت ها»، «بیان نسبت های خجالت آور»، «متهم کردن نظام و کشور به فساد»، «سیاه نمایی وضعیت کشور به شکل افراطی»، «بی انصافی نسبت به عملکرد دولت ها»، «تخریب»، «شایعه پراکنی»، «التهاب آفرینی در جامعه» و... اقدام کردند و با استفاده از این روش ها توانستند منتخب مردم  باشند، شورای نگهبان آرای آنها را نیز باطل اعلام خواهد کرد؟

 

7. اجازه دهید پرسش فوق را مصداقی تر مطرح کنم. عناوینی که بیان شد مواردی است که مقام معظم رهبری به عنوان نقاط ضعف تبلیغات نامزدهای شاخص انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388 ذکر کردند. در آن انتخابات، نامزد پیروز نیز به تصریح مقام معظم رهبری عناوین بیان شده را به نوعی مرتکب شد. در آن ایام برخی با ادعای تقلب خواستار ابطال انتخابات بودند و برخی دیگر با استناد به این تخلفات؛ گرچه ادعای تقلب هیچ گاه اثبات نشد اما ارتکاب این تخلفات که محرز بود. چرا شورای نگهبان با استناد به این تخلفات که حاکی از تضییع حقوق اشخاص متعدد، نظام، جامعه و مردم بود آرای منتخب ملت را باطل اعلام نکرد؟ آیا این تضییع حقوق کاشف عدم صلاحیت نبود؟

 

8. اگر در انتخاباتی همه نامزدهای اصلی، تخلفات بیان شده را انجام دهند آیا شورای نگهبان می تواند بگوید چون همه رقبا این تخلفات را انجام داده اند پس اشکالی بر صلاحیت منتخب ملت وارد نیست؟ آیا واقعاً «عزای دسته جمعی عیش است»؟!

 

9. آیا شورای محترم نگهبان می تواند پس از اطلاع از عدم صلاحیت منتخب ملت به حکم مصلحت از ابطال آرا مردم خودداری کند؟! آیا می توان در هنگام تضییع حق الله آرای مردم را باطل کرد اما در هنگام تضییع حق الناس به مصلحت عمل کرد؟!

 

10. اگر یک نامزد با سوء استفاده از اختیارات و امکانات دولتی ـ مثلا در انتخابات ریاست جمهوری که در سطح ملی برگزار می شود ـ موفق به جلب آرای مردم شد، آیا شورای نگهبان آرای او را باطل اعلام خواهد کرد؟ آیا در هیچ کدام از دوره های گذشته چنین استفاده ای از سوی هیچ نامزدی برای شورای محترم نگهبان محرز نشده است؟

 

11. یک بار دیگر این سوال را تکرار می کنم: اساساً از نظر شورای محترم نگهبان اهمیت تضییع حق الناس، حقوق جامعه، مردم و حکومت مهمتر است یا تضییع حق الله؟

 

نظرات  (۳)

۰۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۴۸ سیّد محمد جعاوله
به من چه
سیاسی نباش

شوخی کردم
موفق و مؤید باشید
1_برخلاف دیدگاه شمااگربخواهیم ازمنظرحقوق به عنوان رشته ای ازعلوم انسانی که دردانشگاههای جهان تدریس میشودبنگریم رویه هایی که شورای نگهبان درپیش گرفته پذیرفته شده نمیباشدوموردنقداست.شایدنظرات ودیدگاهاوعملکردشورای نگهبان درقالب قانون گنجانده شودوان راقانون بدانند اماازمنظرحقوقی به عنوان قانون قلمدادنخواهدشد
یک توضیح ساده:بحثی داریم به نام حاکمیت قانون .
درحاکمیت قانون قانون است که حکمرانی وحکومت میکندوفرای هرقدرتی است وبسته به تمایلات وجهت گیری هاوجبهه گیری های شخصی نیست وان قانون نیزتوسط مردم به وسیله نمایندگانشان درمجلس تصویب میشودپس وجدان اجتماعی ومردم ازاهمیت خاصی برخوردارمیگردند حال شورای نگهبانی که براساس تفسیری که خودش کرده ونظارتش رااستصوابی دانسته چگونه میتواندوجاهت قانونی داشته باشدوقتی که حتی ملتزم به قوانین نوشته شده موجودنیست ونظارتهایش رامطلق میداند؟مثلا سیدحسن خمینی به خاطرعدم ازمون صلاحیتش تایید نمیشودوشخص دیگری که درفلان سازمان است بدون شرکت درازمون تاییدصلاحیت میشود یامثلامحمدیزدی عملاگفتندبه خاطراینکه برخی هاخوش گذران بودندردصلاحیتشان کردم و....
شورای نگهبان براساسی تفسیری که داده نظارت خودش رااستصوابی اعلام کرده این یعنی اینکه شورای نگهبان به طورمطلق هرتصمیمی بگیردهمان بایداعمال بشودحتی اگربراساس قانون نباشدهمینکه میگویدبه خاطرخوش گذرانی ردصلاحیت کردم نشان ازان داردکه شورای نگهبان خودش رامحدودبه قانون نمیداندبلکه فراترازقانون میداند
شورای نگهبان خودش رافراترازقانون میداندواشکال اینجاست
 ایمان دارم طی ده های اتی مردم اجازه نخواهندداداین رونداداامه پیداکند
پاسخ سوالهایتان رابنده میدهم
1_براساس تفسیرنظارت استصوابی هررفتاری ودرهرزمانی حتی حین نمایندگی هم بخواهنداین کاررامیکننداماشایدتاکنون به خاطراعتراضاتی که میشوداقدام نکرده اندودراین موردهم اگرهزینه برای شورای نگهبان ایجادنشوددرسال های بعدنیزاین روندبعدازانتخاب مردم بازتکرارخواهدشدغیرازاینکه این اقدامتشان هزینه برباشدومتوجه شوندضررواسیبی که میخورندبیش ازسودی است که میبرندوالااگربراساس تفسیرنظارت استصوابی نگاه کنیم کارشان صحیح است
2_میتواندبه حکم مصلحت اینکارراکند امامشکل اینجاست که شورای نگهبان میخواهدبه هرشکلی نشان دهدفرای قانون است ومیخواهدنشان دهدنظارتش مطلق واستصوابی است
3_اصولاشورای نگهبان کارخودش رامیکندووظیفه ای راکه برگردن خودمیبیندانجام میدهدواینکه اعتبارنامه فرددرمجلس بررسی میشودبرای شورای نگهبان  هیچ گونه اهمیتی ندارد
4_هرزمانی میتواند برااساس نظارت استصوابی  واین دیدگاهشان هم درست است البته براساس نظارت استصوابی.والا بسیاری اینگونه نظارت استصوابی ونامحدودراقائل نیستندبه ویژه جامعه حقوقی
و.....
براساس نظارت استصوابی مطلق ونامحدودی که شورای نگهبان میگویدکارهایش درست وصحیح است ولی مشکل این جاست ازمنظرحقوقی پذیرفته شده نیست واین اقدامات فرای قانون است وشورای نگهبان فراقانونی است وهمه قوانین ومقررات راذیل خودتعریف میکندنه خودراذیل قانون
شورای نگهبان خودراذیل قانون تعریف نمیکندبلکه  قانون راذیل خود تعریف میکندوبراین اساس اقداماتش صحیح است ولی جامعه امروزی وحق وحقوق مردم وحقوق این موضوع رانمیپذیردواین موضوع ازموضوعاتی است که باعث چالش بین حاکمیت ومردم شده وجدایی می اندازد
پاسخ:
دوست گرامی
سلام
1. ظاهراً شما متوجه روح حاکم بر این مقاله نشده اید!
2. نظارت استصوابی در سال 1374 از تفسیر شورای نگهبان فراتر رفته، به قانون تبدیل شد. در ماده ی 3 قانون انتخابات مصوبه ی 4 مرداد 1374 آمده است: «نظارت بر انتخابات مجلس به عهده ی شورای نگهبان است. این نظارت استصوابی، عام و در تمام مراحل و در کلیه ی امور مربوط به انتخابات است.» موفق باشید.
سلام
البته عذرخواهی میکنم که دربرابرشمابنده قلم میزنم وشمااستادیدوبنده دانشجو این راازسرواقعیت میگویم چون برخی کتب شمارامطالعه کرده ام.
خودم هم قائلم که برخی حرفهایتان رانمیفهمم چون به نظرمی ایدبحثی فقهی است ازجمله درباره تضییع حق الناس وجامعه وحق الله که سوال پرسیده اید وبنده درمسائل فقهی تخصصی ندارم اماباسواداندک دانشگاهی وحقوقی که دارم درباره بخش حقوقی نوشته شمابیشترمطالبی عرض کردم
بله بنده مستحضرم که درحال حاظراین نظارت استصوابی که میگویندقانونی است.امادرعلم حقوق مشخص میشودقانون وحقوق چیست وچه ویژگی هایی داردوبرچه مبانی استوارشده است وبراساس ان میگوویم قانون وحقوق چیست وچه کارمیکند.مثلامحمدرضاه شاه پهلوی شاه ایران بوددرقانون اساسی نیزشاهی ان پذیرفته شده بودوقانونی بوداماایاان قانون قانونی بودکه جامعه معاصرپذیرای ان باشدوان راموجهه وقانونی وحقوقی ومشروع بداند؟ یانه حقوق معاصرسیستم های حکومتی رابررسی کرده وبه این نتیجه رسیده که حکومت شاهی جززوروظلم نیست وچون زوروظلم است غیرقانونی است ونامشروع اگرچه درقانون اساسی بیایدوقانونی جلوه کند.درفلان کشورمثلاحاکم حکومت میکندوحکومتش مادام العمراست ودرقانون اساسی شان هم امده اماایاحقوق امروزمیپذریدحاکم مادام العمرباشد که جواب خیراست
پس هرچیزی که درقالب قانون بیایدبه این معنانیست که حقوقی است وقانونی وبایدویژگی های حقوقی بودن وقانونی بودن راداراباشد.مثلادرمجلس مشاهده میشودقانونی تصویب گردیده که برای مدت خاصی بوده شایدشش ماه وازان قانون تصویب شده پیداست که ان قانون فقط برای گروه اندک وکوچکی بوده که ازمنافعی استفاده کنندوبعدازمدت محدودهم ازبین برود.شایدچون مجلس تصویب کرده بگویندبالاخره قانونی است ولی درکل قانونی وحقوقی نیست چون یک ویژگی قانون که عام الشمول بودن است رادارانیست.
عذرخواهی میکنم بازهم

موفق باشید
 
پاسخ:
با سلام
چیزی که شما می فرمایید غالبا مربوط به خوب یا بد بودن یک قانون است نه اصل حقوقی نبودن آنها.
موفق باشید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">